پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388
10 برنامه رایگان که اوبونتو (Ubunbtu) رو به یک استدیوی ویدئویی تبدیل می کند
![]()
AvideMux
CinePaint
Cinelerra
Kino
Jahsakha
Slideshow Creator
Lives
Vivia
KDEnlive
FFmpeg
برای مشاهده اسکرین شات، توضیحات و دانلود این برنامه های اینجا را کلیک کنید.
پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388
5 فروم (انجمن) تخصصی php که همیشه جواب سوالات شما را می دهند
چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
Journey (سیاحت): راه بروید تا بازی کنید!
Journey (سیاحت) یک بازی جدید و منحصر به فرد ماجرایی برای گوشی موبایل است. شما نقش یک کارآگاه گمنام را بازی می کنید که مجبور است یک مورد مرموز را نه فقط از طریق داستان بلکه از طریق پیاده روی به مکان های مختلف حل کند.این بازی اولین بازی سبک جدید location-based می باشد. (بازی های بر پایه مکان)

حالا شما باید خودتان را حرکت دهید. بازی از حرکت شما آگاه است. درست در لحظه ی شروع زمانی که شما به عنوان کارآگاه نقش بازی می کنید باید دفترکار را ترک کنید و به خارج از آن بروید، شما باید موبایل را در دست بگیرید و از خیابان های شهر محل زندگی خود عبور کنید.
روش بازی:
برای
بازی متن را بخوانید و با جوی استیک گوشی S60 خود به انتهای متن بروید.
زمانی که به انتها رسیدید گزینه Continue را فشار دهید. وقتی که داستان
متوقف شد شما محبور خواهید بود تا به یک مکان جدید پیاده روی کنید. مقدار
مسافت پیاده روی بستگی به محل زندگی شما دارد و ممکن است از 50 متر تا 700
متر به طور بیانجامد.
» دانلود
» سایت اصلی بازی
» کلمات کلیدی: بازی، موبایل، mobile، game، s60، سری 60، journey، location based، سبک
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388
لینوس توروالدس Linus Torvalds
لینوس توروالدس (پدر لینوکس) متولد 28 دسامبر 1969 در هلسینکی فنلاند به دنیا آمد کسی که هسته لینوکس را ایجاد کرد.

نام او را بر اساس نام لینوس پاولینگ (برنده جایزه نوبل شیمی) انتخاب کرده اند اما خودش می گوید نامش از نام لینوس کاراکتر کارتون Peanuts انتخاب شده است.
او مدرک لیسانس خود را در رشته علوم کامپیوتر از دانشگاه هلسینکی دریافت کرد. عنوان تز کارشناسی ارشد او Linux: A Portable Operating System بود. 11 ماه به خدمت سربازی فنلاند رفت. در سال 2000 مدرک دکترای خود را هم از دانشگاه هلسینکی دریافت کرد. سپس ازدواج کرد و دارای سه دختر می باشد.
او مالک نام تجاری Linux می باشد. نام او در موزه تاریخ کامپیوتر کالیفرنیا مشخص شده است.
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388
شما می دونید!؟
شما می دونید!؟
شما می دونید چه حسیه؟ وقتی توی آزمایشگاه سرامیک مسئول آزمایشگاه با تو در رابطه با نحوه انجام آزمایش یه آزمایش سرامیکی صحبت می کنه و تو همون لحظه داری فکر می کنی که چرا وقتی OpenVPN روروی VPS لینوکس CentOS 5 نصب کردم، آخر کار که می خواستم سرویس رو استارت کنم چرا Fail می شه و این چه ربطی به فعال بودن Tun/Tap داره!!؟
نه، واقعا می تونید حس کنید؟
و وقتی با تو صحبت می کنه احساس می کنه که خیلی چیزها رو می دونه و تو نمی دونی و کلی هم کیف می کنه که داره با مدرک فوق دیپلم برای دانشجویان فوق لیسانس صحبت می کنه، می شه حس اونو هم درک کرد؟ و فکر می کنه تو به اون مطالب الکی نیاز داری و خیلی چیزها رو راجع به تو نمی دونه! نمی دونه که تو یه IT consultant حرفه ای هستی
نمی دونم شاید اشتباه از من بیچاره بوده ....
چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
بازگشت پرتال ژوپیتر با مدیریت جدید!
با خبر شدم ژوپیتر انگلیسی با مدیریت جدید کارش رو مجددا آغاز کرده
خیلی خوشحال شدم! الان سرم شلوغه و انگیزه ای برای فارسی سازیش فعلا ندارم
شاید تابستون این کار رو کردم
فارسی سازیش یک هفته طول می کشه
منتظرم نسخه ی جدید و پایدارش بیاد و اون رو فارسی کنم
دسترسی به سایت ژوپیتر انگلیسی از ایران امکان پذیر نیست و باید از فیل^تر شک^ن استفاده کنید
آدرسش هم تغییر کرده و اینه: http://www.jupiterportal.org
این خبر رو یکی از خوانندگان وبلاگ در کامنتی بهم اطلاع دادند از ایشون تشکر می کنم.
کلمات کلیدی: ژوپیتر، jupiter، پرتال، portal
تبلیغات:
جمعه یازدهم اردیبهشت 1388
منو در twitter دنبال کنید!
من اتفاقات مهم روز رو با موبایل یا اینترنت به پروفایلم در سایت twitter توییت می کنم، اگه می خواهید منو دنبال کنید فقط کافیه رو لینک زیر کلیک کنید:
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388
متن ترانه شناسنامه - بنیامین 88
می دونم چشمای رنگی ندارم
صورت خیلی قشنگی ندارم
می دونم کوچیک خونه ام می دونم
خیلی بی نام و نشونم می دونم
می دونم ساده است لباسم عزیزم
باسه تو یه ناشناسم عزیزم
صدای خوبی ندارم می دونم
برای عشق تو اما می خونم
متن ترانه شناسنامه - بنیامین 88
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
آیا بود!؟
گره از کار فروبسته ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان صبوحی زدگان
بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند
نامه تعزیت دختر رز بنویسید
تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب
تا حریفان همه خون از مژهها بگشایند
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند
حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا
که چه زنار ز زیرش به دعا بگشایند
جمعه چهارم اردیبهشت 1388
سهراب
و به بوییدن یک بوته بابونه
من به یک اینه یک بستگی پک قناعت دارم
من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد
و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف می کند
من صدای پر بلدرچین را می شناسم
رنگ های شکم هوبره را اثر پای بز کوهی را
خوب می دانم ریواس کجا می روید
سار کی می اید کبک کی می خواند باز کی می میرد
ماه در خواب بیابان چیست
مرگ در ساقه خواهش
و تمشک لذت زیر دندان هم آغوشی
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود
زندگی جذبه دستی است که می چیند
زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است
زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی مجذور اینه است
زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست
هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است
پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت ؟
من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد ‚ واژه باید خود باران باشد
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت.



